کنارتوچه آرومم

کنار تو چه آرومم چه آرومی کنار من
تو چشمای تو آرومه چشای بیقراره من
تو میفهمی که خوشحالم تو میفهمی دلم تنگه
تو میدونی که خوابه من کدوم شبهاست که بی رنگه
تو مثل آسمون ساده مثل پرواز آزادی
مثل دل بستگی امنی مثل لبخند آبادی
کنار تو چه آرومم چه آرومی کنار من
تو چشمای تو آرومه چشای بیقراره من

یه پروانم که توی باد میخوام تو دست تو جا شم
میخوام وقتی که دلگیرم تو آغوش خودت باشم
میخوام وقتی دلت تنگه غمت رو شونه هام باشه
اگه اشکی تو چشماته مسیرش گونه هام باشه
کسی جز تو نمیتونه منو عاشق کنه هم درد
کسی جز من نمیتونه تو رو عاشق کنه برگرد
کنار تو چه آرومم چه آرومی کنار من
تو چشمای تو آرومه چشای بیقراره من

لحظه ی ناب

امروز را هرگز فراموش نخواهم کرد . ثانیه به ثانیه اش بیادماندنیست 

شعله زدعشق...

شعله زد عشق و من از نو
نو شدم
پر شدم از عشق تو
مملو شدم
شوق شیدایی مرا از من گرفت
من به خود برگشتم از تو
تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم
آه ، از تو من چه زیبا می شوم
عطر لبخنده خدا می گیرم و
شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم
هم طپش با گرگره تب می شوم
با تو من هم بستره گلبرگ ها
از شکفتن ها لبالب می شوم

شعله زد عشق و من از نو
نو شدم
پر شدم از عشق تو
مملو شدم
شوق شیدایی مرا از من گرفت
من به خود برگشتم از تو
تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم
آه ، از تو من چه زیبا می شوم
عطر لبخنده خدا می گیرم و
شکل آواز پری ها می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست
آه ، لذت جز تماشای تو نیست
یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام
زندگی جز مرگ در پای تو نیست

شعله زد عشق و من از نو ،
نو شدم
پر شدم از عشق تو
مملو شدم
شوق شیدایی مرا از من گرفت
من به خود برگشتم از تو
تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم
آه ، از تو من چه زیبا می شوم
عطر لبخنده خدا می گیرم و
شکل آواز پری ها می شوم

یه روزی، هرروزی باشه...

میون این همه کوچه که بهم پیوسته 
کوچه‌ی قدیمی ما کوچه‌ی بن‌بسته 

دیوار کاه‌گلی یه باغ خشک، که پر از شعرای یادگاریه 
مونده بین ما و اون رود بزرگ، که همیشه مثل موندن جاریه 

 

صدای رود بزرگ، همیشه تو گوش ماست 
این صدا لالاییِ خواب خوب بچه‌هاست 

کوچه اما هر چی هست، کوچه‌ی خاطره‌هاست 
اگه تشنه‌ست اگه خشک، مال ماست کوچه‌ی ماست 

توی این کوچه به دنیا اومدیم 
توی این کوچه داریم پا می‌گیریم 
یه روزم مثل پدربزرگ باید 
تو همین کوچه‌ی بن‌بست بمیریم 

اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ 
نمی‌تونیم پشت دیوار بمونیم 
ما یه عمره تشنه بودیم مگه نه؟ 
نباید آیه‌ی حسرت بخونیم 

دست خسته‌مو بگیر تا دیوار گلی رو خراب کنیم 
یه روزی، هر روزی باشه دیر و زود 
می‌رسیم با هم به اون رود بزرگ 
تنای تشنه‌مونو می‌زنیم به پاکی زلال رود 

سخت است...

و عمق عشق

هیچگاه شناخته نمی شود

مگر در زمان فراق…

آرزوی این روزهای من...

میتوانست هزاران حادثه
برای ندیدن چشمان تو اتفاق بیفتد
اما من ؛ در مسیر بی هدف یک روز عادی
عاشقت شدم..!
دوست داشتنم را جدی بگیر که هنوز
آرزوی این روزهای من
لبخند همیشگی توست... 

بدون شرح...

بخوام از تو بگذرم من
با یادت چه کنم؟
تورو از یاد ببرم …
با خاطراتت چه کنم؟
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتوُ؛ بگو من با این دلِ خونه خرابم، چه کنم؟
تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی…
توی رؤیاهای من؛ عشقِ همیشگی بودی…
آره… سهمِ من فقط از عاشقی؛ یه حسرته
بی کسی عالمی داره… واسه ما یه عادته!
چه طور از یاد ببرم؛ اون همه خاطراتموُ؟

آخه با چه جرأتی به دل بگم نمون… برو…
دل دیگه خسته شده
به حرفِ من؛ گوش نمیده…
چشم به راهِ تو می مونه
همیشه غرقِ امیده
چشم به راهِ تو می مونه 
همیشه غرقِ امیده
بخوام از تو بگذرم من
با یادت چه کنم؟
تورو از یاد ببرم …
با خاطراتت چه کنم؟
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتوُ؛ بگو من با این دلِ خونه خرابم، چه کنم؟

من وصداکن...

غروب دهکده منه بارون زده دلم یه باغ خواهشه پر از گل نیایشه
کتاب خاطراتم پر از شعر زمستونه توی رویای مهتاب از این ابرا دلم خونه
آی چیه گناهم که باید همیشه تنها بخونم ای عابد شرقی من نزار تو بارون بمونم
مسافر شهر بارون منم که اشکام میریزه تو شهری که تو نباشی تموم فصلاش پاییزه

اونی که اسم قشنگت همیشه روی لباشه منم که وقتی تو نیستی میخوام که دنیا نباشه
تو خورشیدی چشاتو واکن منو نگاه کن تو فردایی لباتو واکن منو صدا کن

...

حیف است توباشی ومراغم ببرد...