قيامت مي شه ما با هم نباشيم ...
تا حالا فکرشو کردي چه خوب ميشه که برگردي
مي خشکه آب درياها خراب مي شه همه راه ها
اگه کشتيم ما امروز و مي ميرن همه فرداها
قيامت مي شه ما، با هم نباشيم نمي چرخه فلک، از هم جداشيم
ديگه روزي نمي مونه که شب شه ديگه عاشق کجاست، تا جون به لب شه؟
همه رودخونه ها بي آب شکسته قامت مهتاب
براي اين دل عاشق تموم زندگي در خواب
تموم جنگلا خالي يا سيل برده يا خشکسالي
غم گل هاي خشکيده زهم دنياي پاشيده
مي اُفته چرخ از گردون مي ره خورشيد توي زندون
مي ريزن سنگا از کوه ها بوي غم مي ده شب بو ها
قيامت مي شه ما با هم نباشيم نمي چرخه فلک، از هم جداشيم
زمين و آسمون دور مي شن از هم مي شينه گرد غم، بر روي عالم
مي اُفته چرخ از گردون مي ره خورشيد توي زندون
مي ريزن سنگا از کوه ها بوي غم مي ده شب بو ها
زمان و ساعتش واميسته از کار طبيعت از طبيعت ميشه بيکار
ديگه روزي نمي مونه که شب شه ديگه عاشق کجاست، تا جون به لب شه
نمي بينم ديگه قشنگيا رو سياه مي بينه چشمام، رنگيا رو
به چشم من که اين جوره تو که نيستي چشام کوره
مثل آب رو آتيشه تو باشي دنيا خوب ميشه
من كيم ؟