ترانه : دیوونه
اين همه دردسر، فايده نداره
ديگه تو تو دلم، جايي نداري
ديوونه، ديوونه، که دلش هرجا ميره
مي مونه، مي مونه، تا که از راه در مي ره
کي جواب درد بي درمون من پيدا مي شه
کي ميشه کجا مي شه که من آرووم بگيرم
از تموم دار دنيا تو فقط مونده بودي
تو فقط دلخوشي من توي زندگي بودي
ديوونه ديوونه که دلش هرجا ميره
مي مونه مي مونه تا که از راه در مي ره 

***

ای تو جاری شده در قشنگترین دقایقم
ای تو با من اشنا ناجی قلب عاشقم

ای تو پیدا شده در لحظه التهاب دل
ای تو در سکوت شب بهانه های هق هقم

کسی مثل تو،تو هرم نفسم جاری نشد
کسی جز تو به سرم دست نوازش نکشید

کسی مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد
کسی قلب منو مثل تو به اتیش نکشید

کسی هست منو مثل تو از من نگرفت
کسی مثل تو منو اسیر تنهایی نکرد

کسی مثل تو برام آیه تاریکی نشد
کسی مثل تو تو بمن خنده رسوایی نکرد

عاقبت عشق دروغین و فریبنده تو
من و تا مرز بد لحظه بد نامی کشید

من هنوز دوزخی عشق دروغین توام
از تو این تشنه تن خسته به انتها رسید
 
***
خيلي غريبي واسه من
از چه شبي جدا شدي؟
كدوم غروب نشوني داد
شب از كدوم جاده مياي
از عاشقاي رهگذر
نشوني منو بخواي
وقتي كه حرف من نبود
كدوم صدا در تو نشست
كدوم ستاره پر كشيد
تو چشماي تو نطفه بست
غريبه اي اما دلم
براي تو پر ميزنه
براي پيدا كردنت
به هر شبي سر ميزنه
اي غريبه خوش اومدي
به جشن ساده ي تنم
بيا كه من به گريه هام
يه رنگ تازه ميزنم
***
ای که با حسرت به دنیا آمدی حرفی‌ بدانی‌
آمدی عمری بمنانی‌ حسرت الود
این دو روز عمر که موند
دیروز و امروز و فردا
آمدی عمری بمنانی‌ حسرت الود
این همون عمر من
عمر بی حرف من
آمدم عمری بمنانم حسرت الود
این همون عمر من
عمر بی حرف من
آمدم عمری بمنانم حسرت الود
آمدم عمری بمنانم حسرت الود
***
من
مثل خورشید خزانم
مثل برف سرد دیروز
امد و رفت آب شد اب مورد
من
مثل خورشید خزانم
مثل برف سرد دیروز
امدو رفت آب شد و مورد آب شد و مورد
این همه ساله
همش درد ا غم
این همو فردای فرداس
امروز و دیروز همش حرف غم
امروز و فردا و پس فردا غم
در
ویرو داره زندگانی‌
بی‌ کسی و مهربانی‌
تنهای تنها تو میمونی‌
 
***

تو دلم یه دنیا درده ، مثل رفتن تو سرده می ترسم
توی سرمای زمستون مثل یه درد بی درمون بمونم
همیشه حرفای تو، همیشه دردای تو
توی آینه دلم مثل یه برگ خزونه، مثل زخم این زمونه

تو که رفتی نمی دونی، چه جوری آخه بدونی تنهایی
داره جونمو می گیره ، وقتی که نیستی و دوری ، می میرم
تو دلم حرفت دلت، تو چشام عکس چشت
مثل یک قصه خوب ، مثل آرومی دیروز
مثل یک عکس خزونه
***
وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت
وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن
ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت
وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن
ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
دل ادما رو دل ادما رو
ای دل ادما رو
دل ادما رو دل آدما رو
دل ادما رو دل آدما رو
 
***
دلم می خواد مثل غریبه یه گوشه دنجی بشینم ، با خودم تنهای تنهای و بیکس
دلم می خواد مثل پرستو کوچه های غم و ببینم ، که دیگه می خوام کوچ کنم ، میخوام بمیرم
دل تنها و غمینم به هوای دل دیگه پر نگیره
تک و تنها سبک بال دیگه هرگز به هوایی پر نگیره
دلم می خواد مثل غریبه یه گوشه دنجی بشینم با خودم تنهای تنهای و بیکس
دلم می خواد مثل پرستو کوچه های غم و ببینم ، که دیگه می خوام کوچ کنم ، میخوام بمیرم
***
برای شنیدن تو
که هیچوقت برام حرفی نداری
باید بمونم اینجا
شاید یه روز بیای ببینی
تموم روزا مثل هم مثل همیشه
صدای قشنگت همه جا شنیده میشه
اما خودت که نیستی ببینی همه اش عذاب
مثل سراب وقتی میخوام دیگه نیستی
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
برای شنیدن تو
که هیچوقت برام حرفی نداری
باید بمونم اینجا
شاید یه روز بیای ببینی
تموم روزا مثل هم مثل همیشه
صدای قشنگت همه جا شنیده میشه
اما خودت که نیستی ببینی عین سراب
مثل عذاب وقتی میخوام دیگه نیستی
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن آی بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن